تجربیات یک فریلنسر تازه کار- شماره ۶

سلام

یک عیب بسیار بزرگی که من دارم و باید درصدد رفع آن باشم این است که لحظات ناامیدی را به بقیه زندگی تعمیم می دهم

 

یعنی اگر سوتی دادم و کار اشتباهی کردم خودم را سرزنش می کنم و مدام به خودم می گویم که هیچ کاری را نمی توانی کامل انجام بدهی

 

یا یک لحظه ناامید کننده و غم انگیز  تا چند روز سایه اش مانند یک خیمه روی زندگی ام می افتد

 

 

مثلا امروز کمی برایم سخت بود

 

اول اینکه در حال توافق با یک کارفرما برای کار تولید محتوا بودم که ایشان از من لیست خدمات و قیمت خواست که برایشان فرستادم

اما بعد از مدتی به من گفت: قیمت محتوا نویسی شما زیاد است و ما با کسی که کار می کنیم قیمت به مراتب پایین تری دارند

البته این را خیلی طعنه آمیز گفت

کمی به من بر خورد و کمی هم تاسف خوردم چون عده ای با قیمت های بسیار پایین محتوای بی کیفیت تولید می کنند و بهتر است بگوییم استفراغ محتوایی می کنند

و همین قیمت پایین آن ها باعث شده بازار را به دست بگیرند و همچنین نظم بازار را به هم بریزند چون ارزش واقعی تولید محتوا را زیر سوال می برند

 

این برایم کمی نا امید کننده بود

 

اما یک مورد دیگر هم اتفاق افتاد

یک هفته تمام در حال کار روی یک متن تبلیغاتی هستم و اتفاقا متن خوبی هم نوشتم اما کارفرما گفت متن شما مناسب نیست!

البته راست می گفت با اینکه از لحاظ تکنیکی متن خوبی بود اما یک مورد مهم را در محتوای آن رعایت نکرده بودم و همین کافی بود تا خروجی کار مورد رضایت نباشد

 

این دوتا اتفاق پشت سر هم رخ داد و باعث شد لاستیک ماشین روحیه من پنچر شود و احساس ناامیدی می کردم

 

اینجوری که تا یک ساعت متوقف شدم و ننوانستم کاری بکنم چون فکر می کردم از پس کار ها بر نمی آیم

 

اما یکی از دوستان نزدیک یک پیشنهاد جالب داد

او گفت: یک قلم و کاغذ بردار و توی یک سال گذشته هر کاری که انجام دادی که باعث شده هم بقیه و هم خودت به خودت افتخار کنی رو بنویس

 

من با بی میلی شروع کردم به نوشتن

اما چیزی که جالب بود بعد از یکی دوتا مورد که از کارهای مثبتم نوشتم احساس کردم حالم عوض شد و گویی لاستیک ماشین روحیه ام پنچر گیری شده بود!

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *