کتاب خواندن مثل گوش دادن به موسیقی

سلام دوستان

حالتون چطوره؟

امروز این سوال ذهن من را قلقلک می داد که اصلا چرا باید کتاب بخوانیم؟

برای پاسخ به این سوال کمی بارش فکری و کمی جستجو کردم و نتایج آن را با شما به اشتراک می گذارم

کتاب خواندن مثل گوش دادن به موسیقی  است

آیا ما موسیقی مورد علاقه مان را فقط یکبار گوش می کنیم؟ قطعا پاسخ منفی است چون اگر از موسیقی خوشمان بیاید آن را موقع رانندگی،ورزش،پیاده روی، کار کردن و… گوش می کنیم و از آن لذت می بریم

پس چرا بعضی کتاب ها را فقط یکبار می خوانیم؟

من معمولا موسیقی مورد علاقه ام را با یک بار شنیدم انتخاب نمی کنم و ممکن است چند بار گوش کنم و بعد ناگهان به نتیجه برسم که من به این آهنگ علاقه دارم (البته آهنگ های زیبا و فاخر)

در مورد کتاب هم همین مورد صادق است چون یک کتاب با ارزش معمولا بعد از چند بار مطالعه ارزش واقعی اش را نشان می دهد.

و بعضی کتاب ها را باید جوید از بس خواند! چون فقط با جویدن می توانیم حق استفاده را ادا کنیم از بس که این کتاب خوب است. البته منظورم کتابهایی نیستند که در شبکه های اجتماعی مد می شوند و همه هجوم می آورند تا آن ها را بخرند.

به نظرم کتاب های خوب معمولا جزو کتاب هایی هستند که کم فروش می روند و فقط یک قشر خاصی به آن علاقه دارند(البته نه همه آنها) به این دلیل که کتابی که همه مردم آن را دوست داشته باشند سطحی است چون سلیقه تمام مردم را لحاظ کرده و شاید فقط یک منبع سرگرمی باشد تا کتابی برای زندگی کردن (البته همه شان را نمی گویم)

اما به نظرم ما باید کتاب های مختلف را ورق بزنیم گاهی در حین مطالعه اتفاقاتی در مغز می افتد که منجر به رسیدن ایده های نابی به مغز می شود هرچند که شاید آن ایده ربطی به موضوع آن کتاب نداشته باشد

موردی که یک نفر به من گفت و پیش فرض های ذهنی ام را در مورد کتاب خواندن عوض کرد این بود که لازم نیست که ما همه کتاب ها را کامل بخوانیم.

ممکن است یک صفحه از کتابی برای ما کاربردی باشد یا یک فصل آن یا همه آن اما مهم این است که ما گاهی بتوانیم از یک کتاب یک ایده بگیریم و در زندگی پیاده کنیم مثلا ایده پنج دقیقه که در مورد آن نوشته ام چون خیلی توانست به من کمک کند و هر روز نوشتن در ویرگول را مدیون همین ایده هستم را در کتاب روانشناسی اهمال کاری خواندم و همین یک ایده برای من کافی بود تا بتوانم کمی در زندگی ام تغییر ایجاد کنم

نباید در کتاب خوانی درگیر رقابت و شهوت تمام کردن شویم چون فرصت تعمق در کتاب ها را از ما می گیرد

تند خوانی خوب است اما گاهی لازم است کند خوانی کنیم (این شاه جمله از شاهین کلانتری است) نباید عجله داشته باشیم تا زودتر متن را تمام کنیم و تندخوانی گاهی فرصت عمیق شدن روی متن را از ما می گیرد

اگر در مطالعه مثل من تنبلی میکنید پیشنهاد می کنم روزی فقط ۲ صفحه کتاب بخوانید این طوری می توانید عادت پیوسته مطالعه کردن را در خودتان به مرور ایجاد کنید

ببخشید اگر این متن کمی آشفته و شلخته است

ممنون از توجهتون

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *