چطور جاده هایتان را ترمیم می کنید؟

سلام

دیروز که نوشته  نکته ای مهم درباره “استعداد” که کمتر کسی از آن خبر دارد  را منتشر کردم با استقبال خوبی روبرو شد و همچنین در “لینک های هفته” سایت آقای حسین قربانی هم از نوشته ام نام برده شد

 

نوشته امروز هم ادامه نوشته دیروز است

 

در این نوشته می خواهم در مورد این صحبت کنم که چطور یک مهارت در ما ایجاد می شود و ما در انجام دادن آن ماهر می شویم؟

 

دیروز گفتیم که وقتی ما می گوییم من در فلان حوزه استعداد دارم یعنی سرعت یادگیری من در آن حوزه بالاتر از بقیه هست

 

اما زمانی که ما می خواهیم یک مهارت را یاد بگیریم و در آن استاد شویم چه مسیری طی می شود؟

دانستن این مسیر می تواند خیلی جالب باشد و به ما کمک کند

 

وقتی که من شروع می کنم به یادگیری یک مهارت، مثلا اگر کلاس رانندگی شرکت می کنم. اول یک جاده برای آن مهارت در مغز من شکل می گیرد که به آن مسیر عصبی می گویند .

اول که این جاده ساخته می شود خیلی داغون است و  چاله چوله و سنگ و دست اندازهای زیادی دارد و تقریبا نمی توانم به راحتی از آن عبور کنم اما باید این جاده را ترمیم کنم و آن را ساف کنم تا برای رفت و آمد ساده تر، آماده شود

اما جطور می توانم این جاده را ترمیم کنم؟

جواب خیلی ساده است، باید آن مهارت را در عمل انجام بدهم و آن را تکرار کنم

جواب این سوال در حرف ساده اما در عمل خیلی سخت است چون عمل کردن همیشه سخت ترین کار دنیاست

 

همیشه گفته اند تکرار مادر مهارت هاست و احترامش واجب ما باید به مادر مهارت ها احترام بگذاریم و مهارت را در عمل انجام داده و آن را تکرار کنیم

هربار که ما بیشتر آن مهارت را تمرین کنیم  جاده عصبی آن مهارت در مغزمان صاف تر شده و با هر بار تکرار آن جاده راحت العبورتر! می شود.

حتما برای شما هم این سوال وجود دارد که چرا  اول که یادگیری یک مهارتی را شروع می کنیم انجام دادن آن خیلی برایمان سخت است اما هرچقدر تمرین کنیم  وآن را بیشتر انجام بدهیم، انجام دادن آن کار برایمان ساده تر می شود

 

مثلا من در کلاس رانندگی روز اول که پشت ماشین نشستم خیلی سوتی می دادم و رانندگی برایم کار سخت و ترسناکی بود به این دلیل که تا قبل از آن اصلا رانندگی نکرده بودم و مربی مدام به من تذکر می داد حتی در دوره های توشهری چند باری نزدیک بود تصادف کنیم

اما زیاد تمرین می کردم و با هر بار تمرین، رانندگی برایم راحت تر می شد به طوری که بعد از یکسال تقریبا راننده شده بودم و در اسنپ کار می کردم

 

رابطه استعداد با جاده مهارت

همانطور که گفتم استعداد به سرعت یادگیری در ارتباط است و زمانی که من مهارتی را شروع می کنم که در آن استعداد دارم جاده ای که برای آن مهارت در مغز من شکل می گیرد صاف تر و  چاله چوله های کمتر دارد و عبور از آن راحت تر از بقیه است

 

نکته مهم

همانطور که گفتم تکرار مادر مهارت هاست

اول شروع هر مهارتی شاید آن مهارت برایمان خیلی سخت باشد و شاید به خودمان بگوییم: تو اصلا نمی تونی این کارو یاد بگیری.  اما واقعیت این است که ما فقط باید تمرین کنم تا آن کار برایمان راحت تر باشد حتی اگر در آن کار استعداد داشته باشیم، تازمانی که تمرین نکنیم هیچ پیشرفتی نداریم

پس لطفا اول شروع هر کاری به دلیل سختی انجام آن کار جا نزنید

 

 

 

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *