در یک فرصت مناسب تر انجامش میدم

تا بحال چند بار، جملات زیر را شنیده اید ؟

  • دنبال یک فرصت مناسبم
  • دنبال یک دکتر مناسبم
  • دنیال یک مربی ورزشی مناسبم
  • منتظرم یک ایده خفن برای راه اندازی استارتاپ به ذهنم برسه
  • الآن که ایده ای ندارم هر وقت ایده به ذهنم رسید نوشتن رو شروع می کنم
  • سرم شلوغه نمیتونم کار جدیدی رو شروع کنم بزار سرم خلوت بشه

 

جملات بالا نقطه اشتراک خیلی از ماست

همه ما دوست داریم رشد کنیم، بدن تراشیده و متناسب داشته باشیم، پول زیادی داشته باشیم، کارهای نیمه تمام مان را کامل کنیم

اما برای هیچ کدام از این کار ها وقت نداریم و به دنبال فرصت و شرایط مناسب هستیم

 

هیچ می دانید چند سال را به دنیال همین فرصت مناسب و شرایط مناسب از دست داده ایم؟ خود من که فکر کنم [حداقل] ۱۰ سالی باشد! 

به این دلیل که با حلوا حلوا کردن دهن شیرین نمی شود و با نشستن  و دنبال فرصت مناسب بودن، این شرایط مناسب را مهیا نمی کند

 

فرصت و شرایط مناسب مانند دخترک جذاب و نجیبی است که برای به دست آوردنش باید بجنگید و اگر بنشینید و منتظر باشید خودش بیاید اشتباه می کنید و تا آخر عمرتان هم نمی آید البته شاید سر قبرمان فاتحه ای بخواند!

 

شرایط مناسب در عمل ایجاد می شود، مثلا همه ما از نوشتن فراری هستیم چون آن را کاری خسته کننده و بی فایده و سخت می دانیم اما اگر اتفاقی بیفتد و شروع به نوشتن کنیم آن موقع است که جذب آن می شویم ولذت نوشتن برایمان آشکار می شود. شرایط مناسب نوشتن در زمان نوشتن به دست می آید نه قبل و نه بعد از آن و این برای بیشتر کارهای دیگر هم صادق است

در کشف ایده های خوب هم همین کار را می کنیم .

اشتباهی که من خیلی مرتکب می شدم این بود که می نشستم و ساعت ها فکر می کردم تا ایده خوبی برای نوشتن به ذهنم برسد اما همین که ایده ای می گرفتم و شروع به نوشتن می کردم ایده بهتری در هنگام نوشتن به ذهنم می رسیدکه ایده قبلی در برابرش هیچ بود

ایده نوشته های این وبلاگ را تا اینجا به همن نحو پیدا کرده ام، یعنی بدون هیچ ایده ای دست به کیبورد بردم و بعد از چند دقیقه چرت و پرت نوشتن ایده ها به ذهنم سرازیر شده اند و یکی زا نوشته ام

نکته مهم بعدی این است: ایده ای ارزش دارد که روی آن کار شده باشد .

ایده ها به مرور زمان تکمیل می شوند پس اگر من منتظرم باشم ایده خفنی به ذهنم برسد و من را میلیاردر کند خیال باطلی دارم چون هیچ وقت این اتفاق نمی افتد و ایده های خفن همان ایده های معمولی هستند که مانند دانه ای کاشته شده، روییده و تبدیل به درختی تنومند شده اند

 

اگر بخواهم تمام متن بالا را در یک جمله خلاصه کنم این است که ایده های خوب حین انجام کار به ذهن ما سرازیر می شوند

 

 

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *