آنچه باعث قدرتمند بودن می شود

مسئولیت زیاد قدرت می آورد (مارک منسون در کتاب هنر ظریف بی خیالی)

 

من موفقیت را تجربه نکرده ام اما آدمهای موفق زیادی را دیده ام که همه آن ها یک نقطه اشتراک دارند: مسئولیت پذیری

در اینجا دو مفهوم متفاوت داریم که بیشتر مواقع با هم اشتباه گرفته می شوند: مسئولیت و تقصیر

بگذارید تفاوت میان مسئولیت و تقصیر را با یک مثال بیان کنم:

فرض کنید شما در خانواده ای فقیر به دنیا آمده اید این تقصیر شما نیست که فقیر به دنیا آمده اید اما مسئولیت اینکه شرایط خود را تغییر دهید به عهده خودتان است اگر این مسئولیت را نپذیرید شما هم مقصر ردیف اول هستید و غر زدن بابت شرایطتان بی معنی است. “فقیر بودن تقصیر شما نیست اما اینکه فقیر بمانید قطعا تقصیر شما بوده و مسئولیت رهایی از فقر به عهده شماست”

 

فکر کنم تفاوت بین این دو مفهوم با مثالی که زدم روشن شد

 

اما برویم سراغ ادامه بحث

 

آدمهای موفق انتخاب کرده اند که مسئولیت حال خوب من به عهده هیچ کس دیگری به عهده خود من نیست

این جمله برای همه ما آشناست که فردی می گوید منتظرم شرکت های بزرگ بیان دنبالم در حالی که خودشان هیچ کاری انجام نمی دهند

 

از اقوام ما فردی هست که چند سال پیش که در دبیرستان تحصیل می کرد یک اختراع کرد و در جشنواره جوان خوارزمی مقام آورد و همین باعث شد به عنوان نخبه بدون کنکور به دانشگاه برود

در زمان تحصیل در دانشگاه هم چند اختارع دیگر کرد که آن ها هم در جشنواره های زیاد داخلی و بین المللی مقام آورد

اما همین فرد الآن بعد از چند سال به عنوان عضوی عادی در یک شرکت خصوصی کار می کند در حالیکه آن همه اختراع گوشه انبار خاک می خورد!

یک بار از او پرسیدم: شما که این همه تخصص دارین چرا اختراعاتتون رو تولید انبوه نمی کنین؟ و در جوابم گفت: منتظرم یک سرمایه گذار خفن بیاد دنبالم تا من بتونم تولید انبوه کنم

من هم بهش گفتم: بشن تا سرمایه گذار بیاد!

 

توی کشور ما که استعداد های درخشان به راحتی نادیده گرفته می شوند و اگر بخواهیم منتظر باشیم دنبال ما بیایند اشتباه کرده ایم چون از این خبر ها نیست

 

پس گفتیم آنچه قدرت می آورد تخصص نیست، استعداد نیست، خوشگلی نیست، بلکه مسئولیت پذیری است

 

بالا ترین مرتبه مسئولیت پذیری هم تعهد است:

یعنی من متعهد می شود کاری را هر روز انجام بدهم و این کار را می کنم حتی اگر خسته یا بیمار باشم

 

در جاهای مختلف تعاریف زیادی از موفقیت گفته می شود اما به نظرم موفقیت یعنی اینکه ما یک سبک زندگی موفق داشته باشیم

تعریف موفقیت در دنیای مدرن یعنی اینکه من به پول برسم، به تناسب اندام برسم به فلان چیز برسم و… و زمانی که رسیدم دیگر دغدغه ای ندارد و متوقف می شوم

اما سبک زندگی موفق یعنی اینکه من یک روزمره و روند خاص داشته باشم که روزانه آن را انجام بدهم و همین موجب رشد من می شود

 

مثلا من مدتی هست که با خودم عهد کرده ام وبلاگ نویسی کنم و هر روز تحت هر شرایطی بنویسم

در چند روز گذشته در بدترین شرایط روحی ام قرار داشتم که حس و حال هیچ کاری را نداشتم اما طبق تعهدم به وبلاگ نویسی، هر روز بدون وقفه نوشتم و منتشر کردم و از این بابت خوشحالم چون در آن شرایط سخت توانستم به مسئولیتم پایبند باشم

 

اگر بخواهم کل متن را در چند عبارت بیان کنم اینجوری می گویم که:

هیچ کسی مسئول بهتر کردن زندگی شما نیست پس چشمتان به دست کسی جز خودتان نباشد

به کارهایی که باید انجام بدهید متعهد باشید البته اگر می خواهید رشد کنید

باشد که رستگار شوید :-)

 

 

 

 

3 پاسخ

تعقیب

  1. […] تقصیر تفاوت دارد که در پستی جداگانه به آن پرداخته ام (+ […]

  2. […] می شویم که هرجور دلشان می خواهد با ما برخورد می کنند ( + […]

  3. […] باید مسئولیت زندگی مان را بپذیریم و این نکته را همیشه آویزه گوشمان […]

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *