اشتباهی که در انتخاب کار مورد علاقه، انجام می دهیم

سلام

یکی دیگر از مهمترین اشتباهاتی که من در زندگی ام انجام دادم و الآن هم ناخودآگاه بعضی وقت ها انجام می دهم این است:

از روی تبلیغات اغوا کننده به کاری یا چیزی علاقمند می شوم

 

البته این اشتباه را خیلی افراد دیگر انجام می دهند

 

شاید شما هم تحت تاثیر این عناوین قرار گرفته باشید:

در یک سال چند صد میلیون پول پس انداز کنید

با مدرس شدن ماهی چند ده میلیون درآمد داشته باشید

چطور در خانه و با نشتن پشت کامپیوتر شخصی از یک کارمند تمام وقت بیشتر درآمد کسب کنیم؟

کسب و کار اینترنتی تان را ره اندازی کرده و با پول آن امپراطوری تان را بسازید!

 

 

بگذارید با چند مثال ساده منظورم را برسانم:

۱

همه آدم ها آرزو دارند که ساعت کاری شان را خودشان انتخاب کنند و هر وقت دوست داشتند کار کنند و هر وقت دوست نداشتند کار نکنند و به اصطلاح آقای خودشان باشند و هیچ کسی نیست که از این کار بدش بیاید. اگر دقت کرده باشید چند سالی هست که شغل فریلنسری در ایران رونق گرفته و زود طرفداران خودش را پیدا کرده و دلیل آن هم تصوری است که در این شغل به مخاطبان القا شده؛ یعنی شغلی که شما به کافه رفته، قهوه می خورید، با لب تاپ تان پروژه هایتان را انجام داده و خیلی خوش حال هستید. و همزمان پیامک بانک را دریافت می کنید و پول زیادی که دستمزد پروژه قبلی تان هست به حسابتان آمده

 

پس اینکه شما به شغل فریلنسری علاقه داشته باشید چیز عجیب و خاصی نیست که مختص به شما باشد و البته این نکته را هم باید توجه کنیم که فریلنسر بودن «سخت تر» از آن است که فکرش را می کنید

 

۲

همه ما دوست داریم تا شغل متنوعی داشته باشیم، مثلا به خاطر شغلمان سفر برویم، بنویسیم، محتوا بفروشند، سخنرانی کنیم و بابت همه این ها پول زیادی درباف کنیم. هیچ کسی از این بدش نمی آید که در خواب از وبسایتش خرید کنند و وقتی بیدار می شود پیامک های خرید را روی گوشی موبایلش ببیند.

عده ای هستند که بقیه را دعوت به مدرس شدن میکنند و می گویند با این کار می توانید پول زیادی به دست بیاورید. تصویر زیبایی از این کار ارائه می دهند که زیبایی آن دل هر کسی را می لرزاند اما معمولا آن چه تصور می کنیم درست نیست

برای مدرس شدن شما باید چندین سال مطالعه کنید و بتوانید خلق تجربه کرده تا بقیه به شما اعتماد کنند نه اینکه تنها کتاب بخوانید و آن ها را به راه های مختلف پس بدهید و نام خودتان را هم مدرس بگذارید

 

۳

و همین طور تبی که در مورد استارت آپ ها و کسب و کار های اینترنتی به وجود آمده که هر کسی دوست دارد یک کسب و کار اینترنتی داشته باشد و افراد فکر میکنند اگر یک اپلیکیشن و سایت داشته باشند می توانند در مدت کوتاهی آن را به سطح اسنپ یا دیجی کالا برسانند.

 

این سه دیدگاه که در خیلی از ما وجود دارد و سعی می کند کارها را آسان، لذت بخش و متنوع جلوه بدهند به خاطر تبلیغات احساسی است که برخی افراد انجام می دهند تا امید را بفروشند و جیبشان را پر کرده و بین مردم محبوبیت پیدا کنند

 

قطعا همانطور که گفتیم شغل های فریلنسری، مدرس شدن، کسب و کارهای اینترنتی، استارت آپ ها و… کارهای آسانی نیستند و ما نباید تنها از یک جهت آن ها را ببینیم چون اگر آسان بودند افراد موفق زیادی در آن ها وجود داشتند. شما ببینید که هر سال چندین وبسایت و کسب و کار اینترنتی کارشان را نیمه کاره رها می کنند و دلیل آن هم این است که به امید پولدار شدن آسان و یک شبه وارد این کار شدند و زمانی که سختی آن را دیدند جا زده و جای دیگری به دنبال رویایشان می گردند

 

یک شغل ممکن است مورد علاقه ما باشد و قطعاهم باید باشد و هر کسی کاری مورد علاقه به خود را دارد اما همین کار مورد علاقه هم سختی های زیادی دارد اما چون مورد علاقه هست سختی هایش هم دوست داشتنی هستند.

واقعیت این است که ما نمی توانیم از روی تبلیغات مسحور کننده فکر کنیم به کرای علاقه داریم چون معمولا این تبلیغات فقط لذت ها را پوشش می دهند اما اگر کسی قلبا کاری را دوست داشته باشدمانند پکیجی از رنج، لذت، تلاش، ناکامی و کامیابی،  آن را در نظر می گیرد

و هیچ کاری نیست که سراسر لذت باشد چون زندگی یک ترکیب است و معمولا کنار لذت کشیدن، رنج هم لازم است

 

 

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *