پاتوق قربانی های خشونت

سلام

چند روز پیش در نوشته “به مناسبت ۱۰۰ پست وبلاگی”  گفتم که می خواهم پروژه ای درباره مسائل اجتماعی داشته باشم

موضوغ این پروژه را خشونت گذاشتم، و قصد دارم در مورد اثرات منفی خشونت تحقیق کنم و بتوانم مطالبی درباره بازسازی شخصیت بعد از خشونت بنویسم

این نوشته اولین نوشته از پروژه خشونت است و فعلا با نام خشونت در مورد آن می نویسم تا بعد نام مناسبی پیدا کنم

 

چرا خشونت؟

گزینه های زیادی پیش رو داشتم اما اینکه از بین آن ها موضوع خشونت را انتخاب کردم، دلیل مهمی داشت

مهمترین دلیل این است که خشونت در جامعه ما به یک امر عادی تبدیل شده

مثلا خیلی طبیعی است که پدر یک خانواده فرزندش را کتک بزند و او را تحقیر کند، و آن فرزند حق اعتراض ندارد چون هرچه بگوید برعلیهش استفاده می شود

یا برادر بزرگتری که چون حمایت پدرش را دارد به خودش اجازه می دهد تا هر طوری که می خواهد برادر یا خواهر کوچکترش را تحقیر کرده و یا کتک بزند

یا حتی ممکن است یک شوهر همسرش را کتک زده و تحقیر کند

 

از خانواده به جامع برویم، خشونت در جامعه خیلی رواج دارد و من تعجب می کنم از برخی اقشار مردم که برای موارد اعتراض در برابر مسائلی پیش پا افتاده ، گریبان پاره می کنند و صدایشان را به هفت آسمان می رسانند اما در برابر مسائلی مانند خشونت بی تفاوت هستند

 

خشونت تنها جسمی و کلامی ( زخم زبان، دشنام، کنابه، تحقیر و…) نیست بلکه موارد دیگری هم هستند

مثلا پدری که به فرزندش قول می دهد تا او را به شهر بازی ببرد و وقتی موعدش می رسد بگوید حوصله ندارم و اگر آن کودک اعتراض کند، سرزنش می شود

 

الآن که در حال نوشتن این متن هستم حال عجیبی را تجربه می کنم چون خودم قربانی خشونت های خانگی هستم و با نوشتن هر کدام از این سطر ها مانند زمانی که واکسن های یادآوری می زنیم ، خاطرات تلخ خشونت جلوی چشمم می آید

 

خشونت، اثری به شدت مخرب روی شخصیت فرد دارد و شاید در آن لحظه چیزی حس نشود اما قطعا در آینده این اثر دیده می شود

 

دلایل رفتار خشونت آمیز

  • جامعه و خانواده : همانطوری که گفتم در جامعه ما خشونت یک امر عادی حساب می شود مثلا این که پدری فرزندش را کتک بزند یک امر طبیعی است و حتی متاسفانه ضرب المثل های دردناکی هم به ما می گفتند که خشونت را دو چندان می کرد، کتک بابا گُله، هرکی نخوره خُله

 

  • آموزش اشتباه: کاش سیستم آموزشی ما به جای این همه کاسبی و مافیای کنکور و هزاران کار بیهوده، افراد را آموزش می داد تا خشونت در جامعه ما کمتر بشود

 

  • پاداش گرفتن: متاسفانه خشونت با پاداش همراه است، پدری که فرزندش را کتک می زند و آن بچه چون از پدرش ترسیده به حرفش گوش می دهد، یا فردی که توی خیابان با چاقو جولان می دهد و عربده می کشد، کسی حرئت ندارد چیزی به او بگوید چون افراد می ترسند آسیبی ببینند. اما پاداش خشونت کوتاه مدت است چون در آینده افراد را به انتقام تشویق می کند

 

  • خشونت: خشونت باعث تشدید خشونت در جامعه می شود. فردی که در کودکی از پدرش کتک خورده حس می کند او هم باید فرزندش را کتک بزند و می اندیشد که تربیت درست با کتک زدن میسر می شود

 

  • و…

 

به نظرم فردی که خشونت دیده مانند لاستیکی است که با فروکردن چاقوی، پنچر شده. به همین شدت انرژی اش گرفته می شود و تا پنچر گیری و ترمیم، زمان زیادی طی می شود

 

این پروژه دقیقا قرار است به کجا برسد

می خواهم توی این پروژه در مورد خشونت، عوامل و روش های مقابله با آن بنویسم

و همزمان تحقیق کنم و روش هایی را پیدا کنم تا افرادی که قربانی خشونت شده اند بتوانند خودشان را بازسازی کنند

توی این پروژه قصد دارم مثالهای بدون سانسوری از زندگی شخصی خودم بیاورم

 

و همچنین در پیش بردن این پروژه به یاری شما هم نیاز دارم پس اگر می توانید برای رسیدن به هدف این پروژه به من کمک کنید لطفا توی کامنت ها اعلام آمادگی کنید

 

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *