دوراهی های اعصاب خورد کن

سلام

حتما برای شما هم اتفاق افتاده که بین انتخاب دوتا چیز، مردد هستید

بین انتخاب دوتا… :

  • مسیر شغلی
  • رشته تحصیلی
  • غذا
  • نام دامنه برای سایت
  • نام برند برای کسب و کار
  • لباس
  • لب تاپ یا گوشی
  • و…

 

بین این دوتا مورد گیر می کنیم و نمی دانیم کدام را انتخاب کنیم

هر کدام را که انتخاب کنیم انگار چیزی را از دست می دهیم

و یک مورد جالب این که ما معمولا بین دوتا مورد گیر می کنیم و به ندرت سه تا یا چهارتا و یا بیشتر می شوند

دلیلش هم می تواند این باشد که آن دومورد آن هایی هستند که از بقیه با ارزش تر بوده و انتخاب های نهایی ما هستند

در حقیقت این دو مورد مانند رونالدو  و مسی در دنیای فوتبال هستند که یک سر و گردن از بقیه فوتبالیست ها بالاتر بوده و همیشه انتخاب بین آن ها که کدام بهتر است برای کارشناس ها معضل بزرگی است

 

من خیلی اوقات بین این دو راهی ها گیر می کنم به طوری که ممکن است دو سه روز و یا بیشتر درگیر این ها باشم

 

اما یک نکته مهم این است که معمولا هر کدام را که انتخاب می کنم پیشمان هستم و می گویم کاش دیگری را انتخاب کرده بودم

 

تا اینکه به چند تا نکته رسیدم

دوست دارم این نکات را با شما به اشتراک بگذارم تا اگر بین دوراهی گیر کردید از این نکته استفاده کنید

 

  1. اول این که اگر امکانش را دارید هر دو مورد را انتخاب کنید، این کار می تواند جالب باشد چون هر دو را دارید. مثلا اگر بین دوتا لباس، دامنه سایت و… و اگر امکان انتخاب هر دورا ندارید گزینه های بعدی را بخوانید
  2. این که یکی را انتخاب می کنید و مثلا حس پشیمانی به شما دست می دهد که ای کاش دیگری را انتخاب کرده بودم، این حس طبیعی است. ما زمانی که روی یک چیز متمرکز می شویم هم زیبایی ها و هم زشتی هایش را می بینیم در حالی که از دور شاید فقط زیبایی ها را ببینیم و همین ممکن است موجب درک اشتباه ما نسبت به آن دو مورد بشود چون روی یکی تمرکز کرده ایم و زشتی هایش را هم دیده ایم ممکن است دلمان را بزند و فکر کنیم دیگری بهتر است
  3. هر انتخابی که بکنید یک سری چیز ها به دست آورده و یک سری چیز ها را از دست می دهید و اگر تنها بتوانید یک انتخاب داشته باشید بهتر است جدول مثبت منفی (جدول T) کشیده و یک سمت خوبی ها و یک طرف بدی ها را بنویسید

 

مثلا من بین دو مسیر کامندی و  فریلنسری گیر کرده ام و یک جدول T می کشم و هزینه ها و فایده های هر کدام را می نویسم

نمونه زیر جدول مثبت و منفی شغل فریلنسری است (البته فرصت نکردم بصورت جدول بنویسم، شما به بزرگی خودتان ببخشید!)

 

فریلنسری

مزایا:

  • ساعت کاری اش دست خودم هست
  • به اندازه ای که کار می کنم پول می گیرم
  • معمولا کسی بالای سرم نیست بگوید این کارو بکن اون کارو نکن
  • می توانم هر زمان که بخواهم به تعطیلات بروم
  • می توانم به مرور قیمتم را بالا ببرم
  • اگر مشهور و ماهر بشوم نونم توی روغن است
  • من انتخاب می کنم با چه کسی کار کنم
  • و…

 

معایت

  • ساعت کاری مشخصی ندارم (ممکن است تا آخر شب مشغول کار باشم)
  • به اندازه ای که کار کنم پول در می آورم! ( حقوق ثابت ندارم)
  • کمی ممکن است دچار شلختگی بشوم
  • اوایل کار باید با قیمت پایین شروع کنم
  • باید خیلی تلاش کنم تا دیده بشوم
  • بیمه ندارم
  • و…

 

کارمندی

مزایا:

  • ساعت کاری محدودی در روز دارم
  • بیمه دارم
  • حقوق ثابت دارم
  • می توانم کم کم ترفیع بگیرم
  • و…

 

معایت:

  • حقوقم پایین است
  • هر چه بیشتر کار کنم معمولا پول بیشتری به من نمی دهند
  • استخدام ها سخت است
  • ساعت کاری دست خودم نیست
  • مدام زیر نظر بقیه هستم
  • نمی توانم هر وقت دلم خواست به مسافرت بروم
  • و…

 

من با نوشتن نقاط مثبت و منفی هر کدام انتخابم را انجام داده و فریلنسری را انتخاب کردم

پیشنهاد می کنم شما هم زمانی که بین دوراهی انتخاب یگیر کردید از این جدول کمک بگیرید

 

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *