کنترل‌گر درونی من

سلام

چند روزی است که حس می کنم یک کنترل گر ذهنی من را هدایت می کند

کنترل گری که من را سرزنش می کند، نصیحتم می کند، به من گیر می دهد، کتکم می زند، حس گناه به من می دهد و خلاصه خیلی اذیتم می کند

 

و البته چندین سال هست که به آن مبتلا هستم

 

بیشتر که دقت می کنم می بینم  این کنترل گر با صدای بابام حرف می زند و با زور و غیظ برادرم (البته من با برادرم فقط پیوند خونی دارم و هیچ حسی نسبت به او ندارم) من را کتک می زند

 

این کنترل گر بیشتر وقت هایی که آرامش دارم یقه من را می گیرد و سعی می کند آرامشم را به هم بزند

 

مثلا هنگامی که در حال بازی هستم می گوید:

  • پسر جان! بچه های همسن تو دارن فعالیت می کنن تو اومدی بازی می کنی
  • چرا به خودت نمیای؟
  • خدایا این کیه نسیب ما کردی؟
  • این کنترلگر ذهنی، بعضی وقت ها با کتک من را از پای کامپیوتر بلند می کند!

یا هنگامی که در حال خواندن کتاب هستم( فرقی نمی کند چه کتابی) می گوید:

  • این قدر این کتاب هارو نخون
  • به خودت بیا
  • به جای این کتابها برو منابع اسلامی بخوان، قرآن بخوان، نهج البلاغه بخوان
  • این کتاب ها شما جوون ها رو از مسیر اسلام و انقلاب منحرف می کنه!

 

یا اگر وقت خواب و آخر شب در حال انجام دادن کاری هستم می گوید:

  • بگیر بخواب صبح نماز بلند شی
  • شب ها که دیر بخوابی برای بدنت ضرر داره
  • از صبح چیکار می کردی که الآن داری کارهاتو انجام میدی؟

 

نمی دانم چطور این کنترلگر ذهنی در مغز من شکل گرفته

اما هرچه هست خیلی اذیتم می کند

نمی توانم راحت زندگی کنم

همه اش فکر می کنم که کافی نیستم

فکر می کنم در خانه اضافه هستم

بیشتر اوقات نمی توانم از داخل خانه بودن لذت ببرم

 

حس می کنم یکی از چیزهایی که باعث شده من نتوانم رشد زیادی داشته باشم وجود همین کنترلگر ذهنی باشد

باید دنبال راهی باشم تا بتوانم از شر این آفت رها بشوم

 

کمی درون خودتان بیندیشید

شاید شما هم از همین کنترلگر های ذهنی داشته باشید

 

 

 

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *