دیوانه ی از عاقل بهتر!

سلام

این روز ها همه دنبال راه های موفق شدن هستند

و در این میان فروش کتاب های خودیاری، موفقیت و توسعه فردی سر به فلک کشیده

خیلی از این کتاب ها حرف های همدیگر را به شکل دیگری به خورد مردم می دهند

مانند خوردن قرمه سبزی در دیگ به جای بشقاب!

 

و در این میان بعضی از افراد راهی برای موفقیت اختراع و ارائه می کند؛

  • یک نفر موفقیت با استفاده از قانون جذب
  • دیگری موفقیت با استفاده از خلاقیت
  • و آن یکی موفقیت با استفاده از فن بیان و سخنوری
  • و…

 

اما سوال این است که، راه موفقیت چیست؟

 

با تمام احترامی که برای مربیان توسعه فردی و کتاب های آن ها قائل هستم باید بگویم:

به نظرم با دیدن این آموزش ها راه موفقیت را پیدا نمی کنیم!

 

چرا؟

چون همه ما راه موفقیت را می دانیم

اما حاضر نیستیم بهای آن را بپردازیم

 

 

مثلا من می دانم که باید بیشتر و بهتر بنویسم تا بتوانم پروژه های تبلیغ نویسی بگیرم اما در انجام این کار تنبلی می کنم

تنبلی مهمترین عاملی است که باعث می شود ما رشد نکنیم

البته قبول دارم بعضی وقت ها شرایط اجازه موفقیت را به ما نمی دهد

اما ما باید سهم خودمان را درست انجام بدهیم

 

برای فرار از تنبلی چه کنیم؟

دیوانگی!

به نظرم نقطه مشترک میان همه افراد موفق مانند بیل گیتس، استیوجابز، زاکربرگ و تمام کسانی که خیلی ها در کشور ما آن ها را می پرستند، این بوده که همه آن ها دیوانه بودند

 

برای موفقیت باید دیوانه باشیم

 

این ها که اکثرشان در زمان شروع کار دیوانه خطاب می شدند و جامعه مثلا عاقل آن ها را طرد می کرد

اصلا هر کسی که بخواهد تابو ها را بشکند اول خیلی ها با او مخالفت می کنند

دوستان، خانواده، اطرافیان، جامعه و…

 

و این شرایط یک دیوانه می خواهد تا تحمل کند و جلو برود

 

به این خاطر می گویم باید دیوانه باشیم چون شرایطش را تجربه کرده ام

از حدود سه سال پیش که تصمیم گرفتم کار اینترنتی داشته باشم تا امروز که وارد حوزه کپی رایتینگ شدم، حرفی نبوده که نشنیده باشم

 

بیشتر این حرف ها از سوی پدرم است که می گوید:

  • این کارها بیهودست
  • بچه های مردم دوست دارن جایی استخدام بشن تو میری برای من محتوا مینویسی؟
  • کی از اینترنت پول درآورده که می خوای دومیش باشی؟
  • حالا گیریم کسی از اینترنت پول درآورد، مگه هرکاری بقیه می کنن توهم باید انجام بدی؟
  • دیدی گفتم کارت نمیگیره ( وقتی که در کارم شکست می خورم)

 

و اگر کسی بخواهد این ها را نشنیده بگیرد باید دیوانه باشد

و به نظرم آدمهایی که داستان زندگی شان الهام بخش است روزی این حرف ها را و یا حتی بدتر از این ها می شنیدند

 

دیوانگی آسان نیست

باید دیوانه باشی تا دیوانه باشی!

 

چرا این را می گویم؟

چون اکثر افرادی که ما آن ها را الگو قرار داده ایم حاضر نیستیم یک روز مانند آنها زندگی کنیم چون آن ها کارهایی می کنند که ما حاضر نیستین انجام بدهیم

 

 

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *