پروژه به جای شغل

سلام

 

این نوشته را از وبلاگ ست گادین بخوانید: 

 

 

شغل تمام‌شدنی است. جایگاه مشخصی است که به دست می‌گیریم. شاغل‌شدن باعث محافظه‌کاری می‌شود و فکر را محدود می‌سازد. همین‌که در حد کفایت کاری انجام دهیم و دردسری به وجود نیاوریم یعنی به هدف شغلمان رسیده‌ایم. هرجای مسیر شغلی هم که شک کنیم به‌راحتی همه‌چیز را انکار می‌کنیم.

 

پروژه بی‌انتهاست، چیزی است که انتخاب می‌کنیم و متعلق به خودِ خودمان است. کار‌کردن در یک پروژه، دری به‌سوی امکانات بر روی ما می‌گشاید. پروژه‌ها روایت بهتر‌شدن، عبور از مرزهای جدید و ایجاد تغییر هستند. هرگاه در مسیر پروژه شک کنید، شجاع‌تر می‌شوید.

 

شغل وابسته به جلسات است و تکیه‌کلام‌ کلیدی‌اش «بعداً» است ولی پروژه، مشوق «همین حالا» است.

 

ممکن است برای شغل یا پروژه، حقوقی دریافت کنید یا نکنید ولی نکته در پول دریافتی نیست بلکه در بینش شماست.

 

برخی افراد پروژه‌ای ندارند، آنچه دارند شغلشان است. همین و بس.

 

انتخاب شرم‌آوری است.

 

عده‌ای هم تلاش می‌کنند پروژه‌شان را به شغلشان تبدیل کنند و درنتیجه اغلب هردو را ضایع می‌کنند.

 

 

البته اگر تابه‌حال چیزی که داشته‌اید فقط شغلتان بوده است، برای شما دشوار است تصور کنید که تبدیل شغلتان به پروژه‌تان چقدر آسان است.

 

به دنیای پروژه محور خوش‌آمدید. ( ترجمه متن از مصطفی منبری )

 

 

این متن از ست گادین عجیب به جانم نشست و ممنونم از مصطفی منبری عزیز بابت ترجمه نوشته های ست گادین

 

به نظرم روزی که من پروژه ای برای زندگی ام نداشته باشم آن روز مرگم است

 

پروژه ها می توانند مارا به سمت جلو پرتاب کنند

 

اگر بخواهم مثالی برای پروژه های خودم بزنم، چالش هایی که برای خودم گذاشتم را می گویم؛

  • چالش ۳۰ روزه نوشتن در اینستاگرام
  • چالش ۳۰ روزه نویسندگی در ویرگول
  • چالش ۲۰۰ نوشته برای این سایت
  • ۱۰۰ شب، هر شب ۲۰ تا شنا(۱۰ تا روی کف دست و ۱۰ تا روی مشت) برای تقویت دست ها
  • ۴۰ شب پیاده به سمت حرم امام رضا (ع)
  • ۱۰۰ روز یادگیری لغات زبان انگلیسی
  • شبی دو صفحه کتاب خواندن
  • و…

 

زمانی که این چالش ها را برای خودم قرار دادم احساس شادی دارم

 

انگار چیزی هست که من را برای انجام کارهایم تشویق می کند

 

این چالش ها پروژه های شخصی ام هستند

 

اما…

پروژه ها تنها به همین چالش های شخصی تمام نمی شوند

 

به نظرم مهمترین کاربرد پروژه های، جایگزینی آن ها برای شغل است

 

اگر بخواهیم در شغلی بمانیم فرسوده می شویم

چون دنیای امروز در حال تغییر است و این را همه می دانند

 

نمی گویم از این شاخه به آن شاخه بپریم

 

اما به نظرم برای این که هم بتوانیم حال خوبی داشته باشیم و هم با تغییر دنیا جلو برویم باید پروژه هایی را برای خودمان تعریف کنیم

 

مثلا پروژه فعلی من فعالیت کپی رایتینگ(نوشتن متن های تبلیغاتی) به صورت فریلنسری است

اما آیا قرار است تا آخر به همین منوال ادامه بدهم؟ خیر

 

حرفه اصلی من نوشتن است اما پروژه های نوشتنم تغییر می کنند

 

الآن کپی رایتینگ

شاید فردا نویسنده آزاد و تمام وقت

پس فردا…

 

 

 

 

 

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *