افسردگی بعد از رسیدن به هدف!

سلام

شما را نمی‌دانم اما من اینجوری هستم؛

وقتی به یکی از اهداف بزرگم می‌رسم، بعد از عادی شدن شرایط تا مدت نسبتاً زیادی حالم خوب نیست!

 

نمی‌توانم دلیل قطعی اش را بگویم، چون خودم دقیقاً نمی‌دانم

اما فکر می‌کنم یکی از دلایل زیر باشد:

۱

قبل از رسیدن به هدف برای خودم رویا پردازی می‌کنم

مثلا تصور می‌کنم وقتی به هدفم رسیدم زندگی ام تغییر می‌کند اما وقتی به هدف می‌رسم و واقعیت را می‌بینم حالم خراب می‌شود

 

۲

اهداف کوچک را بزرگ می‌بینم

و از اهداف کوچکم انتظار زیادی دارم و وقتی این انتظار انجام نمی‌شود اذیت می‌شوم

 

این چرخه در زندگی ام تکرار می‌شود

گویی که قبل از رسیدن به اهدافم شادتر هستم و وقتی به هدف می‌رسم این شادی متوقف می‌شود

 

اما چه باید بکنم؟

۱

به نظرم باید از اهدافم انتظارات رویایی نداشته باشم و به طور دقیق آن‌ها را بررسی کنم

 

۲

یک یا دو هدف بسیار بزرگ انتخاب کنم

اهدافی که حس می‌کنم به آن‌ها نمی رسم چون خیلی بزرگ هستند

اما از شوق آن‌ها ته دلم می‌لرزد

این اهداف را انتخاب کنم برای نرسیدن!

یعنی ممکن است هیج وقت به این هدف نرسم

اما این اهداف باید قطب نمای من بشوند به سمت رشد

مانند ستاره قطبی

 

 

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *