چالش

از دیر بیدار شدن تا رفاقت توخالی- گزارش روز (۱)

سلام

چند روزی هست که شاهین کلانتری عزیز چالش هفتگی #گزارش_روز را راه‌اندازی کرد و من حیفم آمد که توی این چالش شرکت نکنم

پس تا هفت روز با  یادداشت‌های این چالش  همراه باشید

 

روز اول- شنبه ۲۲ تیر ۹۸

امروز دیرتر بیدار شدم و از تلفن صحبت کردن مادر فهمیدم که مهمان‌داریم

دیدم مادرم دست‌تنهاست پس تصمیم گرفتم شرکت نروم و کارهایم را توی خانه انجام بدهم همچنین برای مهمانی خانه کمک کنم

 

طبق معمول صفحات صبحگاهی را خیلی دیر نوشتم( حدود ساعت ۱۲ ظهر)

 

مهمان‌ها آمدند؛ کمی جلوی آن‌ها خودشیرینی کردم

 

عصر به دیدار یکی از دوستانم رفتم. صالح(دوستم) را چند سالی بود ندیده بودم و دیداری تازه کردیم همچنین فهمیدم که تازگی‌ها ازدواج‌کرده و بابت همین از او به خاطر تجربه‌اش کمی مشاوره گرفتم

صالح به من گفت آقای ایکس(یکی از دوستان مشترکمان) ازدواج‌کرده

آقای ایکس

آقای ایکس داستان خودش را دارد؛ ایشان هر دفعه که من را می‌بیند ادعای رفاقت با من را دارد اما فقط زمانی که درخواستی دارد با من تماس می‌گیرد و توی خوشی‌ها یادی از من نمی‌کند

مثلاً توی دو سال اخیر فقط دو بار با من تماس گرفت آن‌هم به خاطر یک مورد مهم اداری و توی تمام خوشی‌هایش من را فراموش کرد. مثل همین ازدواجش که یک زنگ به من نزد

 

ادامه روز…

شب که شد چون عید بود تصمیم گرفتم پیاده به حرم بروم

پیاده‌روی خفنی بود؛ لذتش مشابه وقتی بود که چند میلیون تمان به حسابت واریز می‌شود!

خصوصاً دیدن مردم که در حال شادی بودند موجب شاد شدن روحیه‌ام شد و باعث شد رفاقت توخالی آقای ایکس را فراموش کنم

 

 

 

 

 

5 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *