کار،پیاده روی،خانه زیبا-گزارش روز(۵)

سلام

امروز با صدای زنگ گوشیم از خواب بیدار شدم؛ از شرکت بود، گفتند برای نهار امروز نان بخر

 

توی صف نان سنگک کمی معطل شدم و چهارتا نان دلبر خریدم و به شرکت رفتم (و بابت قرارداد دیروز خوشحال بودم)

 

بعد از نشستن پشت میزم، اولین کار صفحات صبحگاهی را نوشتم (بازهم با تأخیر ولی مشکلی نیست!)

 

یک پروژه ویرایش ویدئو بود که کاملش کردم

 

و بعد از اتمام ویرایش ویدئو یکی از محتواهایی که طبق قراردادم باید می‌نوشتم و منتشر می‌کردم را انجام دادم

 

کمی سرم خلوت بود بنابراین روی ایده جدیدم زمان گذاشتم (از این فعلاً ایده چیز زیادی نمی‌توانم فاش کنم؛ اما اگر کنجکاو هستید بدانید همین‌قدر بگویم که یک وب‌سایت زیرمجموعه همین سایت است)

 

عصر دوستم «یحیی» با من تماس گرفت که فردا به همدان می‌رود (یحیی دانشجوی همدان است) و باهم قرار گذاشتیم و کمی پیاده‌روی کردیم

خیلی خوش گذشت! مخصوصاً دیدن این خانه که توی عکس زیر می‌بینید

 

خانه ای که دیدیم!

 

این خانه را توی یکی از کوچه‌های احمدآباد دیدیم خیلی زیبا و به قول آدم خفن‌ها نوستالژیک بود

 

آخر شب با یحیی خداحافظی کردم و به خانه آمدم

 

پس از کمی مطالعه و بازی با گوشی موبایلم خوابیدم

 

نوشته‌های قبلی چالش:

روز اول- شنبه ۲۲ تیر ۹۸

روز دوم- یکشنبه ۲۳ تیر ۹۸

روز سوم- دوشنبه ۲۴ تیر ۹۸

روز چهارم- سه‌شنبه ۲۵ تیر ۹۸

 

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *