تا اینجا اشتباه می‌کردم!

سلام

باید یک اعتراف مهم بکنم!

توی نوشته‌های قبلی درمورد اهمیت شروع کردن زیاد فک زده بودم

اما حالا به نظرم یک جای کارم اشتباه بوده

البته شروع کردن اهمیت دارد اما نه آنقدری که من پیازداغش را زیاد کرده بودم

شروع کردن مهم هست اما تداوم از آن مهمتر است

اصلا تفاوت میان شروع کردن و تداوم مانند تفاوت بین فنجان و فیل است!

چرا؟

به این دلیل که تا اینجا افراد زیادی را دیده ام که شروع کرده‌اند اما به قدم دوم نرسیده پاپس کشیدند

کافیست به برنامه های قبلی مان نیمچه نگاهی بیاندازیم می‌بینیم که خیلی جاها شروع کرده ایم اما یادمان رفته ادامه بدهیم

مثلا ممکن است از روی جوگیر شدن برای یک هفته ورزش سنگین رارشروع کنیم اما بعد آن را به برهوت فراموشی بسپاریم انگار که تابحال توی عمرمان نام ورزش به گوشمان نخورده

چرا تداوم مهم است؟

تداوم مهم است به این دلیل که ما برای آن باید برنامه ریزی بیشتری انجام بدهیم

این برنامه ریزی باید هم‌تراز توانایی های ما باشد

چون زمانی که از توانایی های ما فراتر باشد احتمال انجامش به صفر می‌رسد

مثلا من برای وبلاگ نویسی روزانه ام فیلتر خاصی تعریف نکردم چون قصدم این بود که فقط بنویسم و نوشتن عادتم بشود

البته چندباری تلاش کردم که تغییری در نوشته هایم بدهم اما این تغییرات باعث شد کمی از نوشتن زده بشوم

و به نظرم تغییر روند زود است و من فعلا باید بنویسم همین

خصوصا حالا که سرم خیلی شلوغ شده

 

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *