مدیریت زمان، حلقه گمشده زندگی من

تجربیات یک فریلنسر تازه کار- شماره ۱۲

سلام

بالاخره توانستم دوتا پروژه ای که گرفته بودم را تمام کنم و انگار یک وزنه ۱۰ تنی را از روی دوشم برداشته اند

الآن فقط می خواهم بخوابم چون حین انجام این پروژه همیشه یک حس اضطراب همراهم بود

درسی که از این پروزه گرفتم

این پروژه خیلی برای من مفید بود چون فهمیدم نداشتن مدیریت زمان چقدر به من ضربه می زند

امروز فهمیدم که هر انسانی باید مدیریت زمان داشته باشد و متاسفانه ما مدیریت زمان را سرسری می گیریم

این اولین پروژه نسبتا بزرگ فریلنسری ام بود و بعد از چند روز پروژه دیگری برمی دارم اما این بار حتما مدیرتی زمان را رعایت می کنم

به نظرم پروژه قبلی را می توانستم در نصف این مدت تحویل بدهم چون از لحاظ امکانات و یادگیری کار مشکلی نداشتم و تنها چیزی که وسط کار یقه ام را گرفت همین تنبلی و نداشتن مدیریت زمان بود

هر آدمی برای مدیتری زمان نیاز به یک برنامه منحصر به فرد دارد و معمولا از همان اول برنامه ها کارساز نیستند تا زمانی که آن ها را اصلاح کنیم تا کاربردی شوند

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *