روزنه امیدی که به رویم باز شد

سلام

چند روز یپش اتفاقی رخ داد که برای رسیدن به چیزی که انتظارش را می کشیدم، تقریبا هیچ امیدی نداشتم

طبیعتا حالم خیلی خراب شده بود و چند روزی نتوانستم به خوبی کار کنم

نسبت به خودم احساس خوبی نداشتم و فکر می کردم که نتوانم این شرایط را مدیریت کنم

 

اما امروز اتفاقی افتاد و یک روزنه امیدی برایم پیدا شد

نمی دانم چطور اما این روزنه امید انگار سر راهم افتاد و من آن را قاپیدم!

بعد از چند روز باعث شد حس بهتری پیدا کنم

 

البته بعد از این چند روز و مخصوصا امروز درس بسیار بزرگی از زندگی گرفتم که در ادامه سفر زندگی ام به من کمک های بسیاری می کند

این درس این است که تازمانی که به طور قطعی یک اتفاقی رخ نداده نباید از شدن یا نشدن آن مطمئن شوم

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *