واقعیت را چجوری می فهمیم؟

سلام

هر کدام از ما برداشتی نسبی نسبت به واقعیت داریم

این به خاطر زاویه دید متفاوت ما در زندگی است. دقیقا مانند چند نقاش که دور یک “گُل” به صورت دایره وار نشسته و هر کدام آن چیزی که می بینند را روی کاغذ می کوبند

ممکن است آدم ها به دلیل این تغییر زاویه دید با هم اختلاف نظر پیدا کنند و همین کار باعث می شود جناح های سیاسی، مکاتب فکری و… بنیانگذاری شوند

به نظرم همه ماکتب فکری و جناح های مختلف مکمل هم هستند اما خیلی از کوته بینی ها باعث می شود تا این ها رودر روی هم قرار بگیرند؛

مثلا فردی که می گوید بقیه باید مثل من فکر کنند، همه باید دین من را داشته باشند وگرنه آن ها آدم خوبی نیستند!

چنین فردی اگر قدرت داشته باشد زیر دستانش را فدای ارزش های خود می کند

 

البته توی این نوشته می خواهم در مورد مورد مهم دیگری هم صحبت کنم:

خیلی از ما آدمها تمایل داریم به جای واقعیت، آن چیزی که دوست داریم را بشنویم

مثلا پدری دوست دارد قضاوت های نادرستش در مورد پسرش رنگ واقعیت بگیرد

مثلا می گوید: لطفا با من صادق باشد،  تو فلان کار را انجام دادی؟

پسر به هیچ وجه آن کار را انجام نداده و می گوید: نه

او: مطمئنی

پسر : بله مطمئنم که انجام ندادم

او چند ساعت بعد: پسرم! ازت می خوام راستش رو بگی، آیا فلان کار رو انجام دادی؟

پسر با عصبانیت: نه نه نه! گفتم که چند بار باید توضیح بدم؟

او: حالا چرا به هم میریزی؟ داریم باهم منطقی صحبت می کنیم!!!

پسر: ولش کن بابا جان! شما دوست داری من بگم که این کارو انجام دادم؟ باشه انجام دادم، خیالت راحت شد؟

 

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *