بی حوصله بودم

سلام

به هشتیمن روز از چالش ۴۰ روزه رفع تنبلی رسیدم

امروز از نظر روحی خسته بودم و حوصله هیچ کسی را نداشتم و بیشتر روز را عین برج زهرمار نشسته بودم و حرفی نمی زدم

میزان تلف کردن وقت امروزم زیاد بود

البته امروز توی کمپین تبلیغاتی ام شکست خوردم و ضرر کردم شاید حال بدم به همین خاطر بود

از شما چه پنهان حال بدم به خاطر چیز دیگری است؛ بیشتر از ۵۰ روز است که فردی را ندیده ام و هر روز به بهانه دیدنش بیرون می روم  و حوالی خانه شان را میگردم اما او را نمی بینم. مشکل اینجاست که شماره تلفنی هم ندارم و حسی از انتظار  درونم مانند یک دیگ پر از آب جوش قل قل می کند

 

نکته امروز

تمام اطرافیانم می دانند که من در “نه” گفتن مشکل دارم و نمی توانم به خوبی این کار را انجام بدهم و این باعث می شود تا بقیه فکر کنند من دوست دارم به آن ها خدمت کنم البته خدمت کردن به دیگران کار خوبی است اما گاهی اوقات خسته می شوم و زمان را از دست می دهم و برای کارهای مهمم وقت نمی ماند

باید این مشکل را حل کنم

به امید فردا …

1 پاسخ
  1. silent.writer
    silent.writer گفته:

    امان از این بی حوصلگی…درمانی براش پیدا کردی بگو… من بشدت لازمش دارم

    پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *