بی حوصله بودم

امروز از نظر روحی خسته بودم و حوصله هیچ کسی را نداشتم و بیشتر روز را عین برج زهرمار نشسته بودم و حرفی نمی زدم

کمی بهتر از دیروز اما هنوز تنبلی دارم

چند وقتی است که سعی دارم یک مسئله مهم را وارد نظام ارزشی ام کنم؛

تمرکز ندارم، تمرکز ندارم، تمرکز ندارم!

فردا باید امروز را جبران کنم همچنین باید یک فکری به حال تمرکزم بکنم

پرکار اما کمی غمگین

امروز هم پرکار بودم اما یک مشکل وجود داشت و آن هم دیر بیدار شدنم بود انگار توی خلقت من این یک باگ است!

شروع چالش + توضیحات آن

هر روز که در انجام کارها تنبلی کردم روز بعدش حق استفاده از گوشی موبایلم را ندارم (به غیر از تماس)

چاره ای نیست؛ یک چالش جدید!

چند روزی هست که از تنبلی هایم به شدت عاصی شده ام به طوری که انگار هیچ کدام از کارهایم پیش نمی رود